1145 نوشته شده، و حاوي اطلاعات گرانبهايي در باب عادات مردم زمانه، مديريت صومعه، و معماري است. با اين حال، پيش از آن (در 1144)، رسالهٴ مختصري در باب وقف بناهاي مذهبي؛ همچنين زندگينامهٴ لويي ششم را (ملقب به فربه، كه از 1108 تا 1137، بر فرانسه سلطنت كرد) نوشت. نگارش زندگينامهٴ لويي هفتم را آغاز كرد.
توسعهٴ هنر رومي مآبي1
دربارهٴ گزارش من به سوژر طبعاً به بحث كوتاهي در مورد توسعهٴ فوقالعادهٴ هنري منجر ميشود كه در سدهٴ دوازدهم، قلمرو مسيحيت غربي را زينت بخشيد. نشانههاي آغاز اين توسعه را ميتوان در اواخر سدهٴ دهم، يافت. قبلاً (ج1، ص 645) نشان دادم رستاخيز بيزانسي كه در زمان سلسلهٴ مقدوني (867 ـ 1057) آغاز شد، موجب پيدايش هنر روسي در عصر قديس ولاديمير گرديد و در آلمان رستاخيز اوتوني را سبب شد. در اثناي سدهٴ يازدهم، امواج فراوان اين نهضت سراسر اروپا را درنورديد.
برخي از بزرگترين شاهكارهاي معماري روميمآب (رُمانسك) مربوط به نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم است، از قبيل كاتدرال اشپير2 كه در 1061، به اتمام رسيد؛ كاتدرال پيزا كه در 1063، آغاز شد؛ صومعهٴ وستمينستر، 1065؛ صومعههاي قديس استفان و تثليث، در كان واقع در نورماندي (كليساهاي آبه ـ او ـ هوم3 و آبه ـ او ـ دام)4 در 1066، آغاز شد؛ قلعه و كاتدرال روچستر، 1077؛ كاتدرال وينچستر، 1079 ـ 1093؛ كليساي صومعهٴ قديس آلبان، حدود 1080؛ قلعهٴ كولچستر، حدود 1080؛ كاتدرال جديد ماينس در 1081، آغاز شد؛ سنت پل لندن در 1083 آغاز شد؛ كليساي بزرگ كلوني در 1088 آغاز شد؛ كاتدرال ترونهيم نروژ در 1090، آغاز شد؛ كاتدرال لينكلن 1074 ـ 1092، كاتدرال دورهام در 1093، آغاز شد.
اين مقدار براي نشاندادن سرمايهٴ هنري كه سدهٴ دوازدهم، بهدست آورده بود كافي است. مهم اين است كه ميراث آن با كاميابيهاي زير تثبيت شد: صومعهٴ كلوني، 1088 ـ 1109؛ كاتدرال پيزا، 1063 ـ 1118؛ شارتر در حدود 1120، آغاز شد؛ كاتدرال جديد لينكلن، 1123 ـ 1147؛ كاتدرال كانتربري، 1070 ـ 1130؛ كاتدرال نورويچ، 1096 ـ 1140؛ صومعهٴ سندني، 1144؛ برج كليساي قديس مرقس در ونيز، 1148 ـ 1154؛ كليساي شهسواران معبد در تومار پرتغال، حدود 1162؛ كليساي معبد (مدوّر) در لندن، 1185.
بسياري از اين تاريخها از تاريخ قرون وسطا، تأليف بيزلي5 نقل شده است. سعي در بررسي